درهای تو در تو
فیلم Invitation to a Murder را نگاه می کردم. یک فیلم معمایی کارآگاهی به سبک آگاتا کریستی بود. تنها به جای کارآگاه پیری به نام خانم مارپل یک بانوی گل فروش جوان، معمای فیلم را حل می کرد. مثل داستان های عامه پسند آگاتا کریستی گره داستان با نبوغ ماشین وار کارآگاه یا قهرمان نیک سرشت فیلم حل می شد نه با گسترش طبیعی طرح. به هر حال، فیلم دو جمله زیبا داشت. در یکی از آنها یکی از شخصیت ها می گوید:
- برای فهمیدن حقیقت باید به درون باتلاق رفت.
و همان شخصیت در جای دیگری می گوید:
-دنیا؟ دنیا، جایی برای نا امید کردن آدمها است.
به جر این دو جمله، تنها لذت فیلم معماری گوتیک آن بود. کاخی بزرگ با راهروهای تو در تو، درهای پنهان و کفپوش های جلا خورده چوبین. در این خانه ها همیشه رازی نهفته است. دست کم آدم دوست دارد اینطور فکر کند! و البته نه لزوما رازی بد!