توسعه اخلاقی
یک دستگاه اخلاقی باید مفاهیم اخلاقی اش را چنان توسعه ببخشد که همه سیاره را در خود جای دهد. بدون چنین تعمیمی، اخلاق به سادگی در دام ریاکاری می افتد. باید همه جانداران زمین و فرزندان طبیعت ارزش اخلاقی برابری پیدا کنند. بدون این تعمیم، اخلاق به نقابی تبدیل می شود که کسانی از پشت آن به ویران سازی خود اخلاق خواهند پرداخت. شر به سادگی می تواند خود را پشت هر نقابی پنهان کند. به زبانی دیگر برای اینکه چرخه کشتن را متوقف کنیم باید اصل اخلاقی قتل مکن را چنان تفسیر کنیم که همه جانداران را در بر بگیرد. با این گام مهم، اخلاق با خودش سازگار می شود. در سایه تهدیدهایی مانند بمب هسته ای و غریزه کشتار جمعی (برای این غریزه است که با مبادی زندگی خردمندانه و همیاری اجتماعی در تناقض است) و خودکامگی و دیگر هراسی (دیگری می تواند جانور باشد)، اخلاق آینده باید هر نوع کشتنی را محکوم کند. کشتن یک حیوان از تاریک ترین تمایلات انسانی بر می خیزد. یک دستگاه اخلاقی باید از نکشتن یا نه به کشتن شروع کند. تا زمانی که دست انسان به خون آغشته است، هر اخلاقی محکوم به ریاکاری است.