دیوار

 

 

 

راه هموار، حقیقت در راه بودن را پنهان می کند.دیوار

یادآور حقیقت در راه بودن است.

 

 

بازتاب

 

 

در ساحلی بیکرانه، دریایی افتاده بود.تنها

بازمانده آینه ای مرده.موجکی در آن افتاد_ 

خیزابه ای در نگاه خیره دریا_و در خود چنان

غرق شد که جهان کوچک ترین گم شده اش بود.

 

 

 

راه

 

 

آنکه با راه می رود، راه می شود...

 

 

 

دو اندوه نگاره

 

 

 

خاطره ی خطا از خود خطا گرانبارتر است.

 

حافظه همپیمان بداندیشی است:خنده هایمان را به اندوه مبدل

می کند.

 

 

 

گودو

 

 

گودو، آرمان گرایی بازنشسته است:تفریحی

جز انتظار کشیدن ندارد...

 

 

امید

 

 

به شعری در امتداد بی ستاره قدیسان می مانم

کجا بتابم که نمیرم؟