در ساحلی بیکرانه، دریایی افتاده بود.تنها

بازمانده آینه ای مرده.موجکی در آن افتاد_ 

خیزابه ای در نگاه خیره دریا_و در خود چنان

غرق شد که جهان کوچک ترین گم شده اش بود.