...
وقتی خودم را به جا می آورم از هستی ام جا می خورم...
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 5:47 توسط انوبیس
|
وقتی خودم را به جا می آورم از هستی ام جا می خورم...
دستیابی به آرامشی که صدای ممتد ذهن را به بودای تجسد یافته شخصی
تبدیل کند_بودایی با لب های به هم فشرده و گوش های شکافته کشیده؛
یعنی پوشاندن رخت خاموشی به تن صداهایی که از حنجره ذهن بیرون
می آیند و گوش دادن به صدای بی صوت دیگری بزرگ_کار یک نفر نیست...
آدم باید چند نفر باشد تا در نهایت به یک نفر با لب های به هم فشرده و
گوش های شکافته کشیده شده دگرگون شود...یکی شدن کار یک عمر
است...و شاید هم در نهایت نشود...ولی به زحمتش می ارزد...
شاید هم نه، نیرزد...