سرگین غلطان

سرگین غلطان حشره ای است که پسماند جانوران دیگر را گلوله می کند و آن را پس پس با پاهای عقب اش، حرکت می دهد. یعنی از دید ما آن را به جلو می راند اما از دید خودش عقب می برد. برای همین در زبان سرگین غلطانی عقب و جلو یک معنی می دهد و از یک کلمه برای توصیف آن استفاده می کنند که تفاوتش را تنها سرگین غلطان ها می فهمند. هیچکس به درستی نمی دانست که سرگین غلطانها چرا سرگین می غلطانند و اینکه بدون آینه بغل چطور راه خانه را پیدا می کنند. حتی جغد که داناترین جانور جنگل است این را نمی دانست. چون سرگین غلطانها روزکارند و جغد فقط شب، چشمان دانایش را از هم می گشاید و اصولا تا حالا یک سرگین غلطان هم به عمرش ندیده است که اصلا بداند سرگین غلطان بودن یعنی چه. اما درباره خود سرگین خیلی چیزها می دانست. مثلا اینکه سرگین ها مدیتیشن می کنند. چون او یک شب تمام به یک سرگین زل زده بود و آن سرگین یک ذره هم از جایش تکان نخورده بود. جغد پس از آن شب حکیمانه اعلام کرده بود که سرگین ها تمام شب را بیدارند و  مدیتیشن می کنند و هیچ جانوری با این سخن سراسر حکمت جغد مخالفتی نکرده بود. حتی سرگین غلطانها -که اصلا جغد ندیده بودند به همان دلیل که جغد هم اصلا سرگین غلطان ندیده بود- به هر حال جغد داناترین جانور جنگل است و حرفش برای همه سند است.

نتیجه اخلاقی : یک سرگین غلطاندن که دیگر نتیجه اخلاقی نمی خواهد.