خویشاوندی راستین خویشاوندی خون و تن نیست. خویشاوندی در روح است. شاید انسان آینده به این ضرورت پی ببرد. جامعه ای که این خویشاوندی را برترین ارزش خود بداند، جامعه ای کیهانی خواهد بود که زبان را به شکل فعلی خود برچیند و تله پاتی یا گفتگوی فرازبانی ذهن ها را به عنوان روشی که فراتر از همه تنگناهای زبانی است، آموزش داده و تشویق کند. با این کار همه امتیازهای واهی مبتنی بر زبان، رنگ، قومیت یا ملیت برچیده خواهند شد. جامعه کیهانی آینده، واحد بنیادین خود را انسان تعریف نخواهد کرد، بلکه هستی انضمامی، آجرک بنیادین و اولیه آن خواهد بود. جانوران، انسانها و جمادات از ارزش برابری در قانون اساسی آن جامعه برخوردار خواهند شد. همانگونه که انسان حق زیستن دارد، جانوران غیر انسانی از تک یاخته ها تا کلان یاخته ها نیز از این حق برخوردارند. جمادات نیز حق دارند همانگونه باشند که هستند مگر آنکه خرد جمعی کلانْ جامعه [اگر زبان عمومی کلان جامعه، پیوند زنده ذهنی باشد، در آن صورت رفراندوم به سادگی و بدون دخالت بوروکراسی دولتی برگزار خواهد شد. این وضعیت خود به خود کامل ترین و آرمانی ترین صورت تحقق یافته دموکراسی خواهد شد. برآیند این ارتباط زنده، خرد جمعی کلانْ جامعه است] نیاز غیر مصرفی/غیر تجملی را نوعی ضرورت بازگشت ناپذیر و جایگزین ناپذیر شناسایی کند و از سر ناچاری تشخیص دهد که شکل طبیعی موجودیت آن جماد که طبیعت مادر با خرد کهنسال خود آفریده، باید و در چارچوب نیاز ضروری و حیاتی کلان جامعه دگرگون شود.