متنهایی برای نخواندن
_ساره !ساره !/ابراهیم/ به چه رو/ افق را /خیره نگاه میکند؟
کهولت خدای /شاید/ اسحاق را/ به قوچی /باز نیارد...
_چرا هر گاه میگویم خورشید!زبانم میسوزد؟
_<دیگری>تنهایی را پر نمیکند ،بزرگتر میکند...
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام دی ۱۳۸۹ ساعت 1:9 توسط انوبیس
|