_ساره !ساره !/ابراهیم/ به چه رو/ افق را /خیره نگاه میکند؟


کهولت خدای /شاید/ اسحاق را/ به قوچی /باز نیارد...


_چرا هر گاه میگویم خورشید!زبانم میسوزد؟


_<دیگری>تنهایی را پر نمیکند ،بزرگتر میکند...