نوعي از تنبلي هست كه به معناي فقدان كار نيست...فرآورده اي است

مدرن كه پس از سقوط بزرگترين سامانه هاي معنابخشِ زيستن و 

ايدئولوژي هاي بزرگِ تبيين كننده پديدار مي شود.با بيهودگي و رنج 

بيحاصلي قرين است و به مفهومي دقيق تر ،بومي سرزمين هرز اليوتي 

است.در سرشت آن ،اراده نفس مي كشد اما توانايي دگرديسيدن خود و 

چيزهاي داده شده را ندارد.افليجي است كه حسرت توانستن درمانده 

ترش كرده است.اين تنبلي مدرن، نبودِ كار نيست بلكه دقيقاً كاري است 

كه بيهودگي انجام ميدهد...اين تنبلي فرآورده اي است كه معناباختگي

توليد مي كند...