بهار به سرچشمه ها پرتابم مي كند...به جايي كه مي كوشم فراموش 

كنم تا پارسا بمانم...خير هنگامي كه مي كوشد از شرمساري تولد 

،اصلي اخلاقي بسازد تحمل ناپذير مي شود...تنها اخلاقي را مي پسندم 

كه رو به آينده مي جهد...