وعده ها
بايد چشمانم را ببندم تا آسمان را نبينم.اي خداوند آيا پرندگان را آفريدي
تا نپريدنم را به يادم بياوري؟و درخت را تا جستجوي بي نتيجه ام را؟
تنها يك درخت را دوست دارم.درختي كه زمان ندارد.آيا درختي كه
هميشه ميرويد به رويش بهار اميدي ندارد؟آيا از اين روست كه همواره
ميرويد؟طعنه اي به بهار؟به زمستان؟به فصل؟
درختي كه پرواز كند حوا ميشود.اكنون ميدانم كه زمين روزي آسمان
بهشت بود.سيب وعده ي پرواز بود.اما هر پريدني به پرواز نمي رسد...
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 15:18 توسط انوبیس
|