باید دست از شستن بردارم این روح سفید نمیشود یا شاید 

سفید نبوده هرگز؟دو نیمکره فراموشی_دو قلو های سیامی من_در 

جمجمه ام بیدار شده اند.هر گاه روحم را در تشت فرو میبرم به   

کف های سفید بازیگوش زل میزنند.به بازی کف ها و دستها و این روح 

لک زده.شاید یکی از آن دو یادش بیاید این روح را از کجا خریده ام...