علف های دریای بی آب برهنگی ام را می

 

پوشانند.حوا می گوید:هنوز سیبت را نخورده ای؟

 

آسمان ابری است.حوا برهنگی اش را تنش

 

می کند ومن دور از چشمان گرسنه اش سیبم

 

را به اسبی می دهم که به دنبال جفتش

 

می گردد.