خودکشی با رنگ
با آبی نوشتن ،انتخاب آسمان نیست.
تنها رنگ آمیزی اتاق ذهن به رنگ
بالهای زنی است که دوباره جنینم
می سازد.
با آبی نوشتن ،انتخاب آسمان نیست.
تنها رنگ آمیزی اتاق ذهن به رنگ
بالهای زنی است که دوباره جنینم
می سازد.
۱.شیطان ضد قدرت است :از هنجارها می گریزد.
۲.جامعه با شیطان می ستیزد ،فرد او رانگاه
می دارد:درون تخیل و غرایزش.
۳.درام الهی با نفرین شیطان آغاز و با عقوبت
او پایان می یابد:او قهرمانی تراژیک است.
۴.شیطان در عدد فرد آشکار می شود.عدد
زوج کامل واز این رو ایستاست:شیطان
جنبشی ابدی است.آتشی که خاموش نمی شود.
۵.شیطان وسوسه را می پرستد ،زیرا از هنجارها
می گریزد.
۶.شیطان را در دربار خداوند جایی نیست:
طنز او پایه های اقتدار آسمان را می لرزاند.
۷.شیطان اگر در جهان نگره های سیاسی
سرشتش را آشکار می کرد بیشک آنارشیست
می بود :زیرا نزد او هیچ قدرت یا سامانه ای که
با آزادی ،خنده وخلاقیت بیکران دشمنی می کرد
نامشروع می بود.
علف های دریای بی آب برهنگی ام را می
پوشانند.حوا می گوید:هنوز سیبت را نخورده ای؟
آسمان ابری است.حوا برهنگی اش را تنش
می کند ومن دور از چشمان گرسنه اش سیبم
را به اسبی می دهم که به دنبال جفتش
می گردد.
۱.اگر خدا نیستیم پس چه هستیم؟
۲.یک شیر وقتی نا امید می شود چه می کند؟
۳.اگر نوری منبعش را گم کند خاموش می شود؟
۴.چرا اراده با گناه شروع می شود؟
۵.چرا همیشه کسی را می خواهیم که ما را
نمی خواهد؟
۶.چرا درون راز کشف شده تنها خودت را می یابی؟
۷.چرا دلمان آنقدر مرده است که حتی دیدار
حقیقت نیز تکانش نمی دهد؟
۸.چرا حقیقت آنقدر پنهان می ماند که فزاموش
می شود؟
۹.چرا من اینقدر سوال می کنم؟
۱۰.چرا ما تنهاییم آنگونه که خدا تنهاست؟
...
۱.سرخ دروغی است که با آن
ناتوانیم را رنگ می زنم.
۲.داوینچی :گمان می کردم زندگی می آموزم
مردن می آموختم.
۳.اگر آرمانها بمیرند زندگی آشکار می شود.
۴.چهار ایستگاهی برای تامل است..........!
۱.از رنگ سیاه خسته شده ام.
۲.امروز با زنی که همیشه با نگاه همسخن
بوده ایم حرف زدم.هر دو برای مدتی ساکت
بودیم:من احمقانه قاعده بازی را شکستم.
۳.انسان انبان حقیری از رازهاست.
۴.کاش کودکی ام می مرد.
۵.نوشتن :کشف برهوتی که انسان
نام دارد.
۶.زمان؟به گمانم یک بیماری پوستی است.
۷.تنها وقتی کفشی پایم را میزند می فهمم
هستم.
۸.زندگی ام رامی فروشم.در ازای هفت
بار مردن:می خواهم هفت بار بمیرم.به
گمانم لذت نمردن را داشته باشد.
۹.تنهایی اختراع آدمهایی است که وقت
سر خاراندن ندارند.
۱۰.جدیت اختراع بدی است .دست کم
هوشمندی ان اختراع دیگر را ندارد:طنز
را می گویم.
۱۱.دنبال زنی می گردم که به دو چیز
بخندد:زیباییش وروز مرگی.لطفا با من
تماس بگیرد !