متن هایی برای نخواندن

 



۴.حتی خدا هم نتوانست انسان بودن را تحمل کند

 

به آسمان برگشت و تمام گناهان را بخشید .

 

۵.انسان بودن یک وضعیت هستی شناختی نیست

 

یک کیفر است .

 

۶.ترس شفاف زیستن ! این است که مرا در زنان بیدار

 

می کند .

 

۷.ابهام انسان بودن ! خدایی سقوط کرده ؟خوابی قوی تر

 

از پلک ها ؟

 

۸.روزی عشتار پرسید :در زهدانم به چه می اندیشیدی ؟

 

گفتم : به مرگ ! آن نیمه دیگر !

 

۹.مرد گفت : کمی آب می دهی زن ؟ تا صلیب چند

 

زندگی راه است .زن گفت :قربان گاه نزدیک است

 

پیش از آنکه زهدان را فراموش کنی صلیبت را شیر

 

دادم .

 

 

 

متن هایی برای نخواندن

 



۱.آن زن گفت: بر تو خواهم گریست  ! زیرا از اعماق تاریک

 

تو دیگر زنی نخواهد رویید !

 

گفتم : آری ! آنکس که به نزدیک مرگ میرود کلماتش را

 

میکشد و با دهان مرده به خواب می رود .

 

۲.این جهان به دروغی میماند که از ترس حقیقت باورش

 

می کنیم .

 

۳. حوا میدانست که عشق را مرگ میسازد از این رو میوه 

 

درخت حیات را به خاطر آن درخت دیگر از دست داد و در آن

 

لحظه بود آدم را از مرگ خود ساخت .